علی بن ابی طالب برای چه مولای متقیان شد؟
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /**/
وصف پرهیزگاران
خطبه193:
("سیمای پرهیزگاران ــــــــــــ پس از ستایش پروردگار!اما پرهیزگاران در دنیا دارای فضیلت های برترند –سخنانشان راست ، پوشش آنها میانه روی وراه رفتنشان با تواضع وفروتنی است چشمان خود را بر آنچه خدا حرام کرده می پوشانند و گوش های خود را وقف دانش سودمند کرده اند ودر روز گار سختی وگشایش حالشان یکسان است واگر نبود مرگی که خدا برای آنها مقدر فرموده روح آنها حتی به اندازه بر هم زدن چشم در بدن ها قرار نمی گرفت ،از شوق دیدار بهشت واز ترس عذاب جهنم .خدا در جانشان بزرگ ودیگران کوچک مقدارند ، بهشت برای آنها چنان است که گویی آن را دیده ودر نعمت های آن به سر می برند،وجهنم را چنان باور دارند که گویی آن را دیده ودر عذابش گرفتارند.
دل های پرهیزکاران اندوهگین و مردم از آزارشان در امان ، تن هایشان لاغر و درخواست هایشان اندک ونفسشان عفیف و دامنشان پاک است.
در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه قیامت را به دست آورند :تجارتی پر سود که پروردگارشان فراهم فرموده. دنیا می خواست آنها را بفریبد اما آنها عزم دنیا نکردند می خواست آنها را اسیر خود گرداند که با فدا کردن جان خود را آزاد ساختند .
واز نشانه های یکی از پرهیزکاران این است که او را اینگونه می بینی : در دین داری نیرومند نرمخو ودوراندیش است ،دارای ایمانی پر از یقین ،حریص در کسب دانش ،با داشتن علم بردبار ،در توانگری میانه رو ،در عبادت فروتن،در تهیدستی آراسته،درسختی بردبار،در جستجوی کسب حلال ،در راه هدایت شادمان و پرهیزکننده از طمع ورزی می باشند.اعمال نیکو انجام ومی دهد وترسان است ، روز را به شب می رساند با سپاس گذاری وشب را به روز می آورد با یاد خدا ، شب می خوابد اما ترسان و بر می خیزد شادمان ترس برای اینکه دچار غفلت نشود و شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده است .
اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد ،از آنچه دوست دارد محرومش می کند.
روشنی چشم پرهیزگاران در چیزی قرار دارد که جاودانه است ، وآن را ترک می کند که پایدار نیست ، بردباری را با علم وسخن را با با عمل در می آمیزد.
پرهیزکار را می بینی که آرزویش نزدیک، لغزش هایش اندک ،قلبش فروتن ،نفسش قانع خوراکش کم ،کارش آسان دینش حفظ شده شهوتش در حرام مرده وخشمش فرو خورده است.مردم به خیرش امیدوار و از آزارش در امانند .
اگر در جمع بی خبران باشد نامش در گروه یادآوران خدا ثبت می گرددو اگردر یادآوران باشد نامش در گروه بی خبران ثبت نمی شود .ستمکار خود را عفو می کند به انکه محرومش ساخته می بخشد،به آنکس که با او بریده می پیوندد، از سخن درشت دور و کفتارش نرم.بدی های او پنهان وکار نیکش آشکار است .نیکی او به همه رسیده، آزار او به کسی نرسیده.
در سختی ها ارام و در ناگواری ها بردبار ودر خوشی ها سپاس گذار است .به آنکه دشمن دارد ستم نکند و نسبت به انکه دوست دارد به گناه آلوده نشود.پیش از انکه بر ضد او گواهی دهند به حق اعتراف می کند و آنچه را به او سپرده اند ضایع نمی سازد و آنچه را به او تذکر داده اند فراموش نمی کند.
مردم را با لقب های زشت نمی خواند ، همسایگان را آزار نمی رساند در مصیبت های دیگران شاد نمی شودو در کار ناروا دخالت نمی کند واز محدوده حق خارج نمی شود .
اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمی کند ، واگر بخندد آواز خنده او بلند نمی شود و اگر به او ستمی روا دارند صبر می کند تا خدا انتقام او را بگیرد .
نَفس او از دستش در زحمت ولی مردم در آسایشند . برای قیامت خود را به زحمت می افکند ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند.دوری او از برخی مردم از روی زهد و پارسایی ونزدیک شدنش با بعضی دیگر از روی مهربانی ونرمی است.
دوری او از تکبر و خودپسندی ،و نزدیکی او از روی حیله ونیرنگ نیست.
(سخن امام که به اینجا رسید ناگهان همام ناله ای زد وجان داد.امام فرمود:سوگند به خدا من از این پیشامد بر همام می ترسیدم.)
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 10:7 توسط رضا مختاری
|
امیدوارم که تمامی هموطنان عزیزم از این وبلاگ خوششون بیاد.ما در این وبلاگ قصد داریم به طریقه ای ادبی برخی سوالات تاریخی را مطرح کنیم ودرباره انها مطالبی ایراد نماییم.از اینکه وبلاگ ما راانتخاب کردیید صمیمانه سپاسگزارم