زبیر نماد حسرت برای بشر

زبیر نماد
حسرت بشریت
شيخ مسجد خطبه می خواند ،
ازجمل می گفت وجفايي که اصحاب رسول در حق علی کردند
از طلحه و زبير می گفت از نامرديشان در برابر علی
زبيررا در برابر خود حقير و ناسپاس می دانستم
ممکن نبود که من مثل زبير شوم
پيش خودم فکر کردام راستی زبير چرا به جمل رسيد
جمل کجا وزبير کجا؟
تاريخ که خواندم ،زبير را که بيشتر شناختم ديدم ...واقعا چرا؟...
زبير از اول کسانی بود که به اسلام گرويد...جزء آن 20نفری که اول بار به اسلام ايمان اوردند.
مردی شجاع ودلير
از مهاجرين است.خانه ومال ومکنت را رها کرده تا بتواند از ايمانش دفاع کند.
رهسپار مدينه شده...غريب است...اما اسلام به او نياز دارد
در بدر دلاورانه رزم می کند
در احد در حالی که خلفا فاسق همگی از گرد محمد فراری شده اندو محمد تنهاست
می ماند...
تا در کنار علی وطلحه از آرمان محمد دفاع کند
دلاورانه شمشير می زند
مرگ را به چشم می بيند...شهادت را...
اينجا نه پست ومقامی است نه ثروتی...اينجا فقط ايمان است...ايمان به خدا ورسولش
بر تنش زخم های بسياری می رسد...
محمد به اصحاب می فرمايد:
به شهيد زنده می خواهيد بنگريد به طلحه بنگريد...و او می شود طلحه الخير....
کشنده زبير را به آتش دوزخ بشارت می دهدو او را سيف السلام می خواند
شمشير اسلام...زبير شمشير اسلام محمد است.
در خندق زبير فرمانده خندق می شود و به فرمان محمد در گزرگاه های خندق فرمان جنگ به اذن او صادر می شود.
هر چه ديدم شجاعت بود و دلاوری ...در نبرد حق عليه باطل
محمد رفت واصحاب نبی علی را تنها گذاشتند
تاريخ بهانه ای می خواهد تا خلافت را غصب کند
همه غدير غم را فراموش کرده اندو علی دست حسن وحسين را می گيرد وبا فاطمه دخت نبی بر در خانه اصحاب محمد می رود .در تک تک خانه ها را می زند و ياداوری می کند.
آخر علی بايد حجت را بر تاريخ تمام کند.
از تاريخ فقط چهار مرد سربلند بيرون می آيند
زبير بن عوام
مقداد بن اسود
ابوذر غفاری
سلمان فارسی
واين چهار تن می مانند
با حق در مقابل انبوه باطل....
سرها را تراشيده اند وشمشيرها را صيقل داده اند ودر قرار با علی حاضر شده اند
تا حق مظلوم نباشد
از چهل نفری که با علی قرار گذاشته اند فقط چهار نفر حاضر شده اند
عمارياسر کجاست؟آنکه هميشه با علی بود وعاقبت در کنار علی شربت شهادت نوشيد
آری عمار نيز لحظه ای شک کرد و دير آمد
از بس احاديث کذب به محمد نسبت داده اند شک کرد،دير آمد، اما خود را در مسجد به علی رساند و فدايی علی شد.
عمار نيز شک کرداما زبير نه!
تنها کسی که در دفاع از علی شمشير کشيد تا حق اورا غصب نکنند باز زبير است
تا شمشيرش در کنارش بود کسی جرئت نزديک شدن به او را ندارد
اخر سرداری دلير است .زبانزد عرب است در شجاعت
کسی که بر کرسی خلافت نشسته "ابابکر"پدر زن اوست.
پس چرا اينقدر مقاومت می کند.راستی چرا؟
می خواهد همِشه در کنار حق باشد و در مقابل باطل
شمشيرش را از او گرفته وشکستند.عمر بن خطاب با جمعی بر سرش ريخته ومضروبش نموداند
عمربر روی شينه اش نشسته؟همانکه سقيفه را مديريت نمود...سامری...
اما زبير نه تنها سازش نکرد بلکه در حالی که مغلوب است می گويد:
"ای پسر صحاک(مادر عمر بن خطاب)به خدا که اگر شمشيرم نزديکم بود تو جرئت نمی کردی به اين اندازه به من نزديک شوی"
همه کار سقيفه بنی ساعده را با نام مادرش صدا می زند تا او را و همه کسانی که با او هستند را تحقير کند
به هيج وجه ای حاضر به سازش نيست
با خليفه بيعت نمی کند
بايد علی بيعت کند تا او بيعت کند.
می گذرد......
در شورای خلافت "عمر"
در انتخاب خليفه...رای او به علی است ومی خواهد علی خليفه باشد
اما نتيجه به خلافت عثمان می انجامد
باز صبر می کند
تا اينکه علی بعد از 25 سال خليفه مسلمِن می شود
اولين يا دومين نفری است که با علی بيعت می کند
وحالا در جمل ....
در مقابل عمار ايستاده همانکه شک کرد دير آمد اما او شک نکرد.
اين مهم نيست که او در مقابل که ايستاده
اين مهم است که "علی" کجا ايستاده وکدامين در کنار علی اند.
اما او در کنار شتر سرخ مويي است به نام عسکر
همان بتي که در مقابل علی ساخته اند تا او را مجبور به سازش کنند.
اما نمی دانند که علی اهل سازش نيست.
چه شد .که زبير بت پرست شد.
امیدوارم که تمامی هموطنان عزیزم از این وبلاگ خوششون بیاد.ما در این وبلاگ قصد داریم به طریقه ای ادبی برخی سوالات تاریخی را مطرح کنیم ودرباره انها مطالبی ایراد نماییم.از اینکه وبلاگ ما راانتخاب کردیید صمیمانه سپاسگزارم